تبليغاتX
لطیفه.شعر خوک بازی game jocks xxx

لطیفه.شعر خوک بازی game jocks xxx

لطیفه.جوک.JOK.GAME.بازی.سرگرمی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 15:37  توسط مرتضی دهقان  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 14:55  توسط مرتضی دهقان  | 

برای خواندن لطیفه بر ادامه مطلب کلیک کنید    ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 14:13  توسط مرتضی دهقان  | 

جوک

شما میتوانید با انتخاب این قسمت لطیفه های جالب را بخوانید جوک
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 14:7  توسط مرتضی دهقان  | 

جوک بنویسید و بعد بخوانید

تعداد جو کها : 17716   صفحه هاي ديگر    
  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10   >>
1 لبخند *****
  ياسي 12/11/2007
ترکه ميره تو صف نونوايي، شاطره ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه
2 طاووس *****
  مهسا 12/11/2007
به ياد خدايي كه طاووس را آفريد تا بو قلموني مثل تو قيافه نگيره
3 معتاد *****
  امير و سارا 12/11/2007
به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟
4 تقديم به تو *****
  بهار 12/11/2007
اواز خوش كلاغ تقديم تو باد
بوي پشكل الاغ تقديم تو باد
گويند لحظه ايست ريدن گاو
ان لحظه هزاران بار تقديم تو باد!


خوب بيييييييييييييييييييييييييد؟!
5 چرا غ قوه ***
  سميرا 12/10/2007
تركه با زنش ميره سينماكنترل چي با چراغ قوه به طرفشون ميادتركه به زنش ميگه برو كنار داره موتور مياد!!!
6 الكي *****
  سحر 12/10/2007
يك بوقلمو مئ ره عروسي بر ميگرده ميگن چه طور بود ميگه شغلبغل بود
7 سلام *
  فاتمه 12/10/2007
يه مورچه به خودش نارنجك ميبنده ميره زير كفش
8 كمپرسي(ده تن) *****
  يونيفر 12/9/2007
يه كمپرسي ماسه برا يكي مياد نصفشوبا بيل خالي ميكنه ميگه ديگه خسته شدم بقيشو جك بزن
9 هيچي *
  غني 12/8/2007
يكي خواب بوده تو خواب بهش بيست هزار ميدن چونه ميزنه كه بيشترش كنن يهو بيدار ميشه.....دوباره چشاشو ميبنده ميگه دستت درد نكنه همون بيست تومان رو بده
10 http://www.shaftaloo-666.blogfa.com *****
  محمد 12/8/2007
####o-(-<#####
Midooni in chiye ?... In manam khabidam roo Reyle ghatar Ta nazar nadi pa nemisham

http://www.shaftaloo-666.blogfa.com
11 اي صميمي... *****
  احسان فدات 12/8/2007
اي صميمي اي دوست گاه گاه لب پنجره خاطرم مي ايي.اي قديمي اي خوب تو مرا ئاد كني ئا نكني من به ئادت هستم.
12 خر *****
  بهار 12/8/2007
تا حالا ديدي خر پرواز كنه؟حتما نديدي...پس سعي نكن پرواز كني!
13 عاشق *****
  بهار 12/8/2007
يه چيزي رو خيلي وقته ميخوام بهت بگم ولي روم نميشد... من...من خيلي تورو...خيلي...من خيلي خيلي تورو..خيلي توروبچه دوست دارم!
14 از خدا مي خوام *****
  پريسا جونننننننننننننننننننننننن 12/8/2007
از خدا درخت خواستم به من جنگل داد از خدا اتاق خواستم به من خونه داد از خدا يه شاخه گل خواستم به من يه گلستان داد كي ترسم از خدا تو رو بخوام بهم يه گله گوسفند بده
15 يه كمي لبخند *****
  محمد 12/8/2007
از يه موش ميپرسن چند سال داري؟
ميگه دوروزه گربه منو نخورده
16 ‘ِء *****
  tooba_tanha 12/7/2007
به طرف ميگن يه ميوه ي خوش مزه،ابدار و شيرين بگو. ميگه خيار!ميگن خيار کجاش شيرين و ابدره؟ ميگه با چايی شيرين بخور نظرت عوض ميشه !
17 http://www.shaftaloo-666.blogfa.com ****
  محمد 12/6/2007
به ترکه میگن با ماتیز جمله بساز :میگه دزد اومد خونه ما نتونست دزدی کنه گرفتیمش !!میگن اینکه ماتیز نداشت :میگه خوب ماتیز بودیم دیگه
http://www.shaftaloo-666.blogfa.com
18 اردك *****
  ساره 12/6/2007
يه قورباغه با يه اردك ازدواج ميكنه اگه گفتي بچه شون چي ميشه بچه دار نمي شن براشون دعا كن داره زندگيشون از هم مي باشه.
19 يادت باشه *****
  سارا 12/6/2007
ق.ظ): يادت باشه دنباله ۳ چیز ندویی : 1ـ اتوبوس ۲ ـ مترو ۳ ـ دختر . حالا چرا؟ چون هر کدومشون برن۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد
20 خنده دار *****
  مهدي رحماني 12/5/2007
طرف ميره بالاي پل ابر پياده ميگه چرا زير اين اب نميره براي چي پل زدن
21 بچه كجايي ****
  مصطفي 2000 12/4/2007
به تركه مي گن بچه كجايي ميگه بچه تهرون مي پرسن كجاي تهرون ميگه 700 كيلومتري جاده تهران اردبيل.
22 خنده ****
  ايرج 12/4/2007
اس ام اس ورزشي
برو پايين
.
.
.
برو بالا
23 ناز نگاهت ****
  ئك دوست 12/4/2007
ناز نگاهت صورت ماهت چشمائ نازت منو ياد گداي سر كوجه مون ميندازه
24 ابرازعشق ***
  سارا 12/3/2007
ابراز عشق يه شيرازي: دلم مي خواهد روي بلند ترين نقطه زمين بايستم وبگم : دوست دارم ولي .....حوصلم نمي شه....
25 سفر ****
  رضا 12/3/2007
مردي باهواپيماسفرمي كرد.بعدازنيم ساعت كه به مقصدرسيد به كناردستي اش گفت.اگرمي دانستم اين قدرنزديك است پياده مي امدم.....
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 13:36  توسط مرتضی دهقان  |